مقایسۀ مفهومِ «تُهی» در اندیشۀ ناگارجونه با «عدم» در نزد ابن عربی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری ادیان و عرفان، واحد یادگار امام خمینی(ره)شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه ادیان و عرفان، واحد یادگار امام خمینی(ره)شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

چکیده

مفهومِ شونیه یا شونیتا[1] به معنای خلأ و تُهیگی، یکی از مفاهیم بسیار مهم در دین بودایی است. این نظریه در اصل ابتکار ناگارجونه، موسس مکتب مادهیه میکه (راه میانه)[2] است. این مفهوم را می‌توان از دو نگاه مورد تحلیل و بررسی قرار داد؛ در وهلۀ نخست، در نگاه به پدیدارهای عالم حس که در این رویکرد، همه چیز خالی و تهی از حقیقتِ وجودی است، زیرا همۀ موجودات جهان و پدیده‌های آن به هم وابسته بوده و هیچ یک دارای وجودِثابت، مستقل و قائم به ذات نیستند. این رویکرد با خیالی بودن جهان در عرفان ابن عربی قابل مقایسه است. در وهلۀ دوم، در نگاه به امر مطلق، تُهیّ و خالی بودن، صفت حقیقت مطلقی است که قائم به ذات و ورای این جهان هستی است و به سبب اطلاق و بی حدی اش در هیچ تعریف و توصیفی نمی گنجد، این وجود مطلق و لایتناهی عاری از هر گونه تقیید، تغییر نسبیّت و حد است و از آنجایی که با هیچ زبان و با هیچ صفتی توصیف شدنی نیست، بهترین سخن دربارۀ آن سکوت است. شبیه این رویکرد در عرفان ابن عربی برای اشاره به مرتبۀ ذاتِ حق دیده می‌شود. ابن عربی معتقد است، حق در مرتبۀ ذات، هیچ گونه احکام، صفت، خصوصیت و امتیازی ندارد و از آنجا که هیچ همسانی و سنخیتی با خلق ندارد قابل شناسایی نیست. در واقع مقام «لااسم و لارسم له» است. نوشتار حاضر به مقایسۀ مفهوم «تُهی» و «عدم» در اندیشۀ دو متفکرِ بزرگ مسلمان و بودایی پرداخته است.



[1]. śūnya, śūnyatā.


[2]. Mādhyamika (The middle way).

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

-

نویسندگان [English]

  • Masoumeh Fatholahi 1
  • Mahmoudreza Esfandiar 2