وصف‌ناپذیری جمال در غزلیات شمس

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه پیام نور.

2 استادیار- دانشکده فنی مهندسی میانه، ایران

چکیده

مقالة حاضر، با هدف تببین توصیف ناپذیری جمال از منظر غزلیات شمس تهیه و تنظیم شده است. بر این مبنا ضمن رجوع به مطالعات استتیک و بهره مندی از نظریات فلاسفه قدیم، متفکران و محققان علم الجمال، دربارة جمال و زیبایی، با نگاهی گذرا به منشأ و درک زیبایی، به زیبایی شناسی مولانا پرداخته و در آن از تجاذب زیبایی، زیباشناسی معنوی، بی مانندی زیبایی مطلق، شناخت ناپذیری زیبایی مطلق انسان و زیبایی، زیبایی سخن و بیان، سخن گفته‌ایم. در نهایت وصف ناپذیری جمال و انعکاس زیبایی مطلق، در زیبایی‌های محسوسات را در تصویرهای شاعرانة دیوان کبیر پی گرفته‌ایم. سرانجام به این نکته دست یافته‌ایم که اولاً مولانا، در کنار فلاسفه و محققان از زیبایی در چارچوب حکمت ذوقی سخن گفته و ثانیاً باور ندارد که انسان بتواند زیبایی را، آن چنان که هست وصف نماید او این ناتوانی را به دلیل مطلق بودن زیبایی از سویی و از دیگر سوی به دلیل در اختیار نداشتن ابزار مناسب برای شناخت زیبایی می‌داند.

کلیدواژه‌ها