معراج عرفانی در هشت کتاب سهراب سپهری بر اساس الگوی کمپبل

نویسندگان

1 دانشجوی دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.

چکیده

«هشت کتاب» در یک نگاه کلّی سفری است از خودآگاه به ناخودآگاه و از ناخودآگاه به دنیای آگاهی. یافته­ های سپهری در این کتاب شباهت بسیاری با دریافت ­های شهودی متفکّرین و عرفا دارد. در این کتاب الگوی سفر دیگر الگوها را به هم می­پیوندد. به عبارتی سایر الگوها چون الگوی مواجهه با آنیما، پیر خردمند و سایه و... از رهگذر الگوی سفر امکان­پذیر می­شود. سپهری خود قهرمان سفر است. او سفری اسطوره­ای ـ عرفانی را از دنیای خاموش «مرگ رنگ» آغاز می­کند تا در «ما هیچ، ما نگاه» به نگاهی روشن از هستی برسد. این سفر قهرمانی از دو دیدگاه قابل بررسی است؛ اوّل از دیدگاه مراحل معراج عرفانی و دیگر بر اساس الگوی کمپبل که ادّعا می­شود بیشتر اسطوره­های جهان بر اساس آن پی­ ریزی شده­اند. کمپبل سه مرحله برای سیر تحوّل و سفر تک اسطوره قهرمان در نظر می­گیرد که عبارتند از: جدایی، رهیافت و بازگشت. از آنجایی که «هشت کتاب» شرح سفری عرفانی ـ اساطیری است، ارزیابی آن بر اساس الگوی کمپبل، می­تواند جایگاه شهودی شاعر سالک را در هر دفتر شعری نشان دهد

کلیدواژه‌ها